
«بعد از مرگ با خدا حرف خواهم زد برای اینکه بی دلیل کشته شده ام!» اگر نبودم مرا در چیزهایی پیدا کنید که دوستشان داشتم در ماه، در شکل انار اگر ناگهان مردم به مرگ شک کنید به من و به مأمور مالیات. "زنده یاد غلامرضا بروسان" بخوانید...
ادامه مطلب
به تک و توک ستاره های روشن پنل کاربری وبلاگم خیره شده بودم و به صفحه ی اصلی؛ هفتصد و هفتاد و هفت روز اینجا انار بودم و آنجا دانشجو، معلم، خواهر، دختر، مترجم! هفتصد و هفتاد و هفت فقط سه هفت پشت سر هم ب...
ادامه مطلب
از هشت صبح که شبکه خبرxa0 دومین جشنواره ی انگور شهر پدری مادری رو گزارش کرده و مامان با ذوق چندین و چند بار از شبکه های مختلف گزارش های مختلف رو پیگیری کرده و سه چهار بار پدربزرگ رو از تلویزیون دیده و هر بار قربون صدقه ی قد و بالا و تولید کننده ی نمونه شدنش رفته، هی با انگشت می شمرم و حقیقتا انگشت هام کمه تا روزهای پاییز و جشنواره ی انار حوالیِ دره عشق، شهر پدری مادری... پ.ن: جایی که نه دنیا آمدم و ...
ادامه مطلب
از تمامیت درد که بگذری، ترس را فراموش کرده ای و تنها به این فکر می کنی:" این زندگی ارزش زیستن را داشت؟ "#و_انار_نام_دیگر_من_استهمان آخرین انار تک درخت شته زده حیاط پشتی...
ادامه مطلب
کوچیکه داشت کتاب های اضافه رو دسته بندی می کرد، لا به لاشون کتاب های منم پیدا کرده بود. اولِ کتاب ادبیات فارسی سوم دبیرستان نوشته بودم:" از آدمهایی که خوب می فهمن و درکت می کنن بترس، این آدمها خوب می دونن، به موقع دقیقا کجا بزنن!"پ.ن: شِت! الان فهمیدم اون موقع ها هم داشتم انار می شدم، اتفاق های بعدش فقط سرعتش رو بیشتر کرد.پ.ن بعدی: قطعا سی چهل روز از سهمیه جهنمم به خاطر این دو روز کم شد. الهی شکر:)))))پ.ن بعدی: حرص و بغض های خشک شده در گلو اسید معده را بیشتر از زیاد می کند یا نوشابه گاز دار؟...
ادامه مطلب
از تمامیت درد که بگذری، ترس را فراموش کرده ای و تنها به این فکر می کنی:" این زندگی ارزش زیستن را داشت؟ "#و_انار_نام_دیگر_من_استهمان آخرین انار تک درخت شته زده حیاط پشتی...
ادامه مطلب