
داشتیم شعر می خوندیم که دلش تنگ شد، لب هاش آویزون شد همین که روی زانو کف کلاس نشستم و دستام رو دراز کردم تو بغلم بود.xa0 کل ماجرا و آروم شدنش با عکسای هاپو و دوستای دیگه امxa0 که مثلِ خودش خوشگلن پنج دقیقه طول کشید و برای من هنوز اون پناه آوردنِ و اون بغل کوچولو بی اینکه دلیلش رو بدونم آرامشِ تمامه. یه بغل کوچولوی چهار ساله.پ.ن: از مزیت های معلم بودن. عکس: اسب و گوسفند همین شکلی ان! تصورات شما غلطه ...
ادامه مطلب
xa0کسی که دیرش شده و باید به شاگرد بعدیش برسه ولی زیر شرشر بارون در حالی که کفشاش مناسب نیست، موش ابکشیده شده اما وایمیستده عکس میگیره!xa0 قطعا یه شاعر خل وضعه که اسمش انارهxa0 عکساشم میرسه!!!:/...
ادامه مطلب