داشتیم شعر می خوندیم که دلش تنگ شد، لب هاش آویزون شد همین که روی زانو کف کلاس نشستم و دستام رو دراز کردم تو بغلم بود. کل ماجرا و آروم شدنش با عکسای هاپو و دوستای دیگه ام که مثلِ خودش خوشگلن پنج دقیقه طول کشید و برای من هنوز اون پناه آوردنِ و اون بغل کوچولو بی اینکه دلیلش رو بدونم آرامشِ تمامه. یه بغل کوچولوی چهار ساله.
پ.ن: از مزیت های معلم بودن.
عکس: اسب و گوسفند همین شکلی ان! تصورات شما غلطه
71...
ما را در سایت 71 دنبال میکنید
برچسب: گمونم,قرار,آروم, نویسنده: بازدید: 169 تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 3:05