71

متن مرتبط با «ولی» در سایت 71 نوشته شده است

238: "خانه ی دختر"امن نیست ولی ما با قیچی امنش می کنیم

  • نیلوبلاگ

    مزخرف واژه ی کمی برای توصیف فیلم "خانه ی دختر" است. دیالوگ های دم دستی و فلش بک های نامرتب و به وضوح قیچی شده ی فیلم برای مخاطب جز یک فیلمِ بدونِ داستان، گنگ و بی سر و ته چیزی به جا نگذاشته است.زن های فیلم چه از نوع معتقد یا قدیمی ترشان، و چه ازنوعِ نسل جدید شان، زن هایی بی مایه و ناچیز نشان داده می شوند. زن هایی که "سکوت" را به جای" شکوه"* جایگزین کرده اند. مردهای فیلم، چه نسل قدیم و چه نسل جدیدشان، خطِ فکری یکسانی دارند با روش هایی متفاوت. به نظر می رسد فیلم می خواهد این طرز فکر یا فرهنگ را نق...

    ادامه مطلب
  • 205: گمونم قرار بود اون آروم بشه ولی...

  • نیلوبلاگ

    داشتیم شعر می خوندیم که دلش تنگ شد، لب هاش آویزون شد همین که روی زانو کف کلاس نشستم و دستام رو دراز کردم تو بغلم بود.xa0 کل ماجرا و آروم شدنش با عکسای هاپو و دوستای دیگه امxa0 که مثلِ خودش خوشگلن پنج دقیقه طول کشید و برای من هنوز اون پناه آوردنِ و اون بغل کوچولو بی اینکه دلیلش رو بدونم آرامشِ تمامه. یه بغل کوچولوی چهار ساله.پ.ن: از مزیت های معلم بودن. عکس: اسب و گوسفند همین شکلی ان! تصورات شما غلطه ...

    ادامه مطلب
  • 191: پیر شدیم ولی بزرگ نه

  • نیلوبلاگ

    دو روز زودتر از موعد می نویسم. وقت قرارمان باشد بیست و چند سالگیِ تخس نفهمی که درست دست هایش را روی گلویمان سفت و سخت چسبیده در هم نگه داشته است. وقت رفتن است، درست همان روز بیست و هفتمxa0 باید برویم، احتمالا تو به جای مسافر کناری ام روی صندلی می نشینی، محکم دوباره دستت را روی گلویم می کشی و همراه می شویم برای سفر. بی بازگشت است و امیدوارم همراهی من و تو هم بی بازگشت باشد، امیدوارم چون ناامید ام از سفری بدونِ هم! بدون تودوست نداشتنی ترین همراهِ دنیا. یک سفر تا سالِ بعد، آرزویِ امسال که فوت می شو...

    ادامه مطلب