به طرز عجیب و غریبی گوشی و لپ تاپ و دفترها پر از جمله ها و شعرهای نصفه شدن که هیچ کدوم به سرانجام نرسیدن...
درست مثل این روزها که یه گیج به تمام معنا شدم بازم!
که اتفاق های عجیب غریب زیاد شده و من دقیقا نمی دونم به سرانجام می رسم یا نه. که اصلا چه کاری دارم می کنم، کجام!
پ.ن: برگ زردی با سماجت شاخه را چسبیده بود.... دستهای خویش و دامان تو ام آمد به یاد
برود بچسبد به #از_سری_نفهمیدن_ها
71...ما را در سایت 71 دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 149